تبلیغات
دعا و نیایش - مطالب ابر شعر
درباره

اینجا وبلاگی است باهدف گردآوری ادعیه و اذکار رسیده از ائمه معصومین علیهم السلام تا با واسطه قرار دادن آنان و بهره بردن از کلام الهی، اتصال خود را به صراط مستقیم و درگاه خداوند در همه لحظات حتی در سختیها از دست ندهیم.
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
ختم صلوات

لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ

حجاب خون بهای شهیدان

پایگاه سربازان گمنام امام زمان(عج)


تیم سایبری پلارک

 نیایش

لوگوی دوستان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
کاربردی
ابر برچسب ها
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
---

سکینه سلام الله علیها و عبور از قتلگاه

بعدازظهر عاشورا  که خاندان امام حسین علیه السلام را از کنار قتلگاه عبور می دادند. همین که بانو سکینه علیها السلام به کنار بدن مطهر اباعبدالله (ع) رسید، گردن بر گردن مطهر پدر نهاد. بعد از آن خود فرمود که شنیدم از حنجره مبارک اباعبدالله(ع) این ندا آمد:

 

«شیعَتی ما اِن شَرَبتُم         عَذبَ ماءٍ فَاذکُرُونی

اَو سَمِعتُم  بِغَریبٍ            اَو شَهیدٍ، فَاندُبُونی(1)

 

ای شیعه ی من هرگاه آب گوارا نوشیدید مرا یاد کنید؛

یا اگر از غریب یا شهیدی شنیدید، بر من گریه کنید.»

------------------------------------------------------------

(1)شجرة طوبی،ج2، ص451 / مستدرک الوسائل، ج17، ص26.

برگرفته از کتاب یاران شیدای حسین بن علی(علیهما السلام) / مرتضی آقا تهرانی


السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین



برچسب ها :
امام حسین علیه السلام ,  سکینه سلام الله علیها ,  عطشان ,  شعر ,  عاشورا ,  عبور کاروان از قتلگاه , 




                        سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

                        هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

                      

                        نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست

                        دخیل ما همه بر رشته ی معجر توست


                        یگانه دختر موسی بگیر دست مرا
                        شفیع جنت کبری بگیر دست مرا

 




برچسب ها :
شعر ,  میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها , 

بی وضو ابلیس بر قر آن حیدر دست زد

 

ضربه های دست معمولا به صورت میرسد

چون به صورت می رسد قطعا قیامت میرسد

گر میان کوچه های تنگ راهش سد شود

دست ها بر صورت حوریه راحت میرسد

بارداری را که با صورت زمینش می زنند

مطمئنا لحظه ی مرگش به سرعت میرسد

ضربه ای از پشت دست و ... وای گوشش پاره شد!

که صدای مجتبی دیگر به ندرت میرسد

کاش با سیلی زدن این قصه پایان می گرفت

تازه دارد لحظه های هتک حرمت میرسد

آه.. دارد  چادرش را باز بر سر می کشد

آه ..می خواهد ولی دستش به زحمت میرسد

راه مسجد تا به خانه راه نزدیکی است لیک

این شکسته بال بعد چند ساعت میرسد

کوچه امروز است فردا آتش و مسمار و در

دردهای فاطمه دارد به نوبت میرسد

بی وضو ابلیس بر قر آن حیدر دست زد

ضربه های دست معمولا به صوت میرسد

--

سید پوریا هاشمی

http://hosenih.mihanblog.com/




برچسب ها :
فاطمیه ,  شعر ,  حضرت فاطمه سلام لله علیها , 




" تقدیم به همه شهدای مدافع حرم

و شهید مهدی نوروزی"

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند

 یک موج از تلاطم یم آفریده‌اند

 ما را فدائیان پسرهای فاطمه

 ما را شهید میر و علم آفریده‌اند

 ما را به اعتبار عنایات فاطمه

 گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند 


 هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید

 زین رو، ز شیعه عده کم آفریده‌اند

 دجال ها و حرمله ها را مهاجم ...

... ما را " مدافعان حرم " آفریده‌اند

...

سید علی خامنه ای پیر عشق گفت

فریاد را علیه ستم آفریده اند



برچسب ها :
شعر ,  شهید ,  شهید مدافع حرم ,  شهدای مدافع حرم ,  شهید مهدی نوروزی , 

--

امام زمان(عج)-تاجگذاری

 

فوج مَلک دور و برش دارد نگارم

یک آسمان زیر پرش دارد نگارم

باید تمام عرشیان چاوُش بخوانند

تاج ولایت بر سرش دارد نگارم

صبرش علی، رویش حسن، خویَش حسینی ست

خُلقی چو جد اطهرش دارد نگارم

نامی دگر از حاتم طائی نمانده

از بس گدا در محضرش دارد نگارم

حتی منِ پیمان شکن را هم دعا گوست

الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

از اولِ غیبت به شیعه بوده معلوم

فکری برای آخرش دارد نگارم

یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و

ششماهه طفل پرپرش دارد نگارم

وقت فرج، شمشیر حیدر را به دستی

قرآن به دست دیگرش دارد نگارم

کوری چشم دشمنان، لطفی مداوم

بر این نظام و رهبرش دارد نگارم

***

--


محمود مربوبی
 حسینیه تخصص مدح و مرثیه



برچسب ها :
شعر ,  آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام ,  رهبر , 

به مناسبت سالروز درگذشت شاعر نامدار انقلاب دكتر قیصر امین پور

شعری درباره امام حسین علیه السلام

 

فرصتِ بدرود

فرصت شمار صحبت
کز این دو راه منزل چون بگذریم، دیگر نتوان به هم رسیدن

دل آسمان خون چکان شد از این غم
زمین یکسر آتشفشان شد از این غم
نه فرصت که پیراهن تو ببویم
نه مرهم که بر دل گذارم
نه مهلت که در ماتم تو بمویم
نه رخصت که شیون برآرم
ببین پشت سر مانده بر جا خیمه ها همه خاکستر و خون
ببین پیش رو مانده تنها کاروان اسیران محزون
مران کاروان یکدم بمان دیگر مزن زنگ عزا را
که گم کرده ام در دشت غم آیینه ی خون خدا را
کجا رفتی ای آبروی دو عالم
نگین سلیمان به حلقه خاتم
پس از تو خدا را چه چاره کنم

ز زخم تن تو به ریگ بیابان
ز داغ دل خود به آتش سوزان
ز غم شکوه با سنگ خاره کنم
تو با رفتنت با رخی گلگون
من و تا قیامت دلی پرخون
مران کاروان یکدم بمان دیگر مزن زنگ عزا را
که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را




برچسب ها :
امام حسین علیه السلام ,  قیصر امین پور ,  شعر , 

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن-شهادت

وقتی خبر رسید که مسجد سری شکست

 در گوشه ای ز خانه قد دختری شکست

 باور نمیکند که علی را زمین زدند

 آن حیدری که با نگه ش خیبری شکست

 یاد مدینه کرد که در کوچه های شهر

 دلبر مقابل نگه دلبری شکست

 هجمه شدید بود، چهل ضربه خورد در

 در وانشد که زیر لگدها دری شکست

 در پشت در که رفت زمین خورد و بعد از آن

 تا در شکست پهلوی مادری شکست

 اینجا اگر فقط سر و پهلو شکسته شد

 کرب و بلا ز نعل و سنان پیکری شکست ...

 وقتی عقیله دید که الشمر جالس ...

 افتاد و قد حیدری خواهری شکست

 حجم سه شعبه بیشتر از حجم حنجر است

 پاره نشد گلوی علی حنجری شکست

 خیره شده به دست کسی چشم ساربان

 حالا خبر رسید که انگشتری شکست

 وقتی که حرف لعل لب و خیزران رسید

 از اهل خانواده دوباره سری شکست

 ***

 


 حسین ایزدی
پایگاه تخصصی مدح و مرثیه



برچسب ها :
شعر ,  امیرالمؤمنین علیه السلام ,  شب قدر , 

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر

امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟با مهدی علیه السلام

هرجا که هستی مضطرم ، قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من، من نبودم

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته

 

موسی علیمرادی

حسینیه تخصصی مدح و مرثیه




برچسب ها :
شعر ,  شب قدر ,  حضرت مهدی علیه السلام ,